اخبار فرهنگی
1399/09/24 18:45

زندگی با کرونا

زندگی با کرونا
چند ماهی می شود که پدیده عجیب به نام بیماری کرونا تمام زندگی انسان ها را تحت الشعاع خود قرارداده است. داستان زیر به قلم نیره لیل آبادی از دبیران بازنشسته و فعالان عرصه فرهنگی است که  با موضوع کرونا به نگارش درآمده است.

چندین کیسه پلاستیکی میوه، سبزی ،دستکش ،پنبه ،ماکارونی ،برنج  وخرت وپرت های دیگر  در گوشه  حیاط  منتظر بودند تا از اولین  پست  بازرسی  بهداشتی عبور کرده و مجوز ورود به آشپز خانه  را  در یافت  کنند. در حالیکه  آستین  ها را بالا  زده و دستکش  جراحی  پوشیده  بودم، دریک دستم، سبدی بزرگ و در دست دیگرم  شیشه اسپری الکل وارد  حیاط شدم. بسته ها را یکی یکی با وسواس  و دقت  الکل  میزدم  و با پنبه  تمام سطوح  را  پاک کرده  داخل سبد می گذاشتم ...در جریان کار  از خود پرسیدم  آیا  پارسال همین زمان ها چنین صحنه مزخرف پر از بوی الکل و پنبه ،دستکش  جراحی به دست  در حال  ضد عفونی  کردن  بسته  ها  ومیوه  ها را میتوانستم  مجسم کنم؟؟؟ با غرولندهای شوهرم سرم را بر گرداندم. دیدم  او هم بعد از برگشتن از خرید در گوشه دیگرحیاط مشغول اجرای مراحل  بهداشتی ورود به خانه است. انواع میخ ها به دیوار  کوبیده شده بود . کتش  را درآورده آویزان میکند. بعد کفش ها و پوشیدن دمپایی  مخصوص حیاط و در آوردن ماسک  و باز کردن کمربند  و کندن  شلوارش بود  که نمیدانم چرا صحنه ورود اسرای جنگی دراردوگاه های آلمان نازی را که در کتاب ها خوانده بودم ومصادره خرده ریزهایشان جلو چشمم مجسم شد.

با صدای افتادن سویچ ماشین بر روی کاشی های کف حیاط به خود آمدم .او درحال  درآوردن وسایل  داخل جیبش بود، جیغ زدم  دست به کارت  سوخت و کارت بانکی و پول ها وسویچ نزن، همه را الکل بزن  بعد با پنبه  پاک کن ، کیسه فریزری به طرفش پرت کردم، همه را بزاز توی کیسه .... بیچاره هول شده بود به جای وسایل به دست وصورتش الکل اسپری میکرد.....بعد  در حالیکه دست هایش را بالا گرفته بود وارد خانه شد، بازجیغ زدم، مستقیم  برو حمام مبادا روی مبل بنشینی.....او که رفت کمی آرام شدم ، نفس عمیقی  کشیدم.

اواخربهمن ماه پارسال بود که خبرکرونا همه جا پیچید. بیماری کشنده ومخوفی در ووهان چین متولد شده  و از آن جا به تدریج در حال پیشروی به همه کشور های جهان است. میگویم متولد شده  چون هنوزهم به این بیماری شک دارم که چطورناگهان پدیدار شد. دنیا را در گیر کرد وبه سرعت درووهان وچین کنترل شد. انگار چینی ها کرونا را جارو کرده  ودر خاک انداز جمع  و روی کره زمین  پاشیدند و درها را بسته و موفقیت در کنترل کرونا را به جهانیان اعلام کردند. 
مردم  در ووهان به خیابان ها ریختند. باورکردنش سخت است. خلاصه با جدی شدن بیماری وگسترش آن بازار مقالات علمی وغیر علمی و سخن رانی مسئولان سازمان های بهداشت جهانی و ملی و تحلیل ها از تلویزیون ها داغ شد .ارایه  راه کارها، پیشگیری، طرز استفاده از ماسک و چگونه عطسه وسرفه کردن همه قانونمند شدند  و توصیه اکید  به شستن دست ها  با صابون وآب داغ  که ویروس  سبز و شیطون بلای کرونا را نابود میکند ومردم  آنقدردرشستن دست ها وسواس نشان میدهند که عده ای حدس میزنند درپایان کرونا   اثرانگشت معنایی  نخواهد داشت. همان طورکه شاید آبی هم درمخازن زیر زمینی باقی نماند.القصه  نوبت  به شبکه های مجازی رسید  میلیون ها پست از انواع داروهای شیمیایی و گیاهی و شاش و پشگل حیوانی مردم هاج و واج  را زیرشدید ترین بمباران های اطلاعاتی گرفتند.

بلا فاصله شکار چیان فرصت برای کسب ثروت دست به کار شدند. ماسک والکل  نایاب  شد، این بار  طرز تهیه  ماسک های  خانگی  از سوتین و جوراب وآستین  تیشرت های  کهنه  توسط  پست های هندی و چینی  و اروپایی و ایرانی روانه  گوشی های همراه شد. تمام  اخبارهای جهانی  کم رنگ شده و تحلیل و تفسیرها به کرونا ختم میشد. آمار فوتی ها و پرشدن تخت های بیمارستان ها  و خبردرگذشت اقوام  و آشنایان کم کم مردم را متوجه جدی بودن  کرونا نمود.
ما هم درخانواده تصمیم گرفتیم،سییسمونی کرونایی تهیه کنیم، از روی میزهال گلدان های  پرگل شمعدانی را برداشتم  و به جایش ست کرونا شامل جعبه ماسک ، پنبه، دستکش جراحی، شیشه خمره ای قهوه ای رنگ الکل 70 در صد ، انواع شیشه های بغلی ، جیبی وماتیکی اسپری الکل را قرار دادم تا در دید همه اهل خانه قرار گیرد.سپس محدودیت ها آغاز شد، خرید نوروزی، دید و بازدید های عید، دورهمی های دوستانه ، سخنرانی های ادبی و روان شناختی وغیره تعطیل شدند. و به دنبالش در طی این یکسال، وسواس، استرس، نگرانی و افسردگی ها زیاد تر شده و باز راه کارهای انرژی درمانی و جوک درمانی و یوگا و شاد ماندن و مهربانی وغیره از طریق پست ها تجویز میشود. اما به جرات میتوانم بگویم سخت ترین و بی سابقه ترین ستم را در قرن بیست ویکم کرونا به مردم جهان تحمیل کرد و آن فاصله اجتماعی  است.
انسان  که از اولین  لحظه زندگی اش در کره زمین  به صورت اجتماعی زیسته، دسته جمعی شکار کرده و در غارها تمدن آینده خود را با هم پی ریزی کرده  الان  مجبوربه حفظ  فاصله اجتماعی برخلاف فطرت خود است. ازخود سوال میکنم راستی چرا تصادفات جاده ای، قحطی و گرسنگی، جنگها، مسمومیت های دارویی اشتباهات پزشکی، سوانح کار، آلودگی محیط زیست ومواد مخدرکه هرسال جان میلیون ها انسان را میگیرد مورد بی اعتنایی جهانی است و کرونا این قدردرمرکز توجهات دنیا قرار میگیرد؟ راز کرونا چیست!

نوشته شده توسط: نیره لیل آبادی

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
متن :
تصویر :

برچسب ها : 
طراحی وب سایت : پورتال ساز